تبليغاتX
من چنینم که نمودم ..... دگر ایشان دانند
 

 

در من دوباره عشق تو کولاک می کند

 

می پیچد و تنوره کشان خاک می کند

 

مشکوک وعده های تو را فکر می کنم

 

فردا به قول خود عمل آیاک می کند

 

این کشمکش نگاه مرا با ملایمت

 

مثل هوای مه زده نمناک می کند

 

آنوقت سایه ای که دقیقاْ شبیه توست

 

می آید و اشکهای مرا پاک می کند

 

 

+ نوشته شده توسط کامبیز در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 10:0 |

 

                        


لیلی  زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد .

 

گل داد سرخ سرخ


گلها انار شد داغ داغ

 

هر اناری هزار تا دانه داشت.


دانه ها عاشق بودند. دانه ها توی انار جا نمی شدند.


انار کوچک بود دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.


خون انار روی دست لیلی چکید.


لیلی  انار ترک خورده را از درخت چید.مجنون به لیلی اش رسید.


خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

 

      کا فی است انار دلت ترک بخورد

 

+ نوشته شده توسط کامبیز در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 0:32 |
----

Powered by webloger

-----------------------------*********************